توسط سازمان ميراث فرهنگي استان فارس صورت گرفت؛
کشف گورهاي دوره فراهخامنشي در فارس
سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان فارس با توجه به ارزش تاريخي گورهاي دوره فراهخامنشي پس از بررسي باستانشناسي و طي مراحل قانوني، اقدام بهثبت آن در فهرست آثار ملي ايران كرد.
سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان فارس با توجه به ارزش تاريخي گورهاي دوره فراهخامنشي پس از بررسي باستانشناسي و طي مراحل قانوني، اقدام بهثبت آن در فهرست آثار ملي ايران كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان فارس، در جنوب شرق شهر قادرآباد فارس دشتي بهنام دشت احمدبيگي وجود دارد كه از قسمت غرب و شمال غرب به رشته كوهي منتهي ميشود كه بهنام دوزاغون معروف است و بيش از 34 گور توده سنگي دارد.
قبور مربوط بهدوره فراهخامنشي و ساساني است و بهنام خرفتخانه يا سنگر معروف است كه بهنام كوه آن معروف شده است.
شكل و فرم اين گورهاي سنگي مانند يك منشور است و در ساخت آن از سنگ استفاده شده است، بدين صورت كه ابتدا مرده را به صورت دست و پا جمع (جنيني) در حالي كه سرش رو به شرق است در روي زمين و يا در روي كوه قرار داده و دور تا دور مرده را يك سنگچين كوچك دايرهاي و يا بيضي شكل به ارتفاع نيم تا دو متر ميساختند و اطراف آن را سنگ ميريختند تا بهشكل يك هرم كوچك درآيد و روي گور را با لاشه سنگ در اندازههاي مختلف ميپوشاندند.
اين گورهاي هرميشكل در اندازههاي بزرگ و كوچك ديده ميشود و بزرگترين اين گورها در روي كوههاي شمال بخش مشهد مرغاب (تنگ حنا) شناسايي شد كه در ابعاد 12 در 12 متر و به ارتفاع حدود 5/2 متر است و كوچكترين گور در قسمتهاي جنوبي تنگدشت علفي قادرآباد به ابعاد حدود دو در دو و به ارتفاع كمتر از يك مترشناسايي شد.
مصالح بهكار رفته در ساخت اين قبور عموماً از سنگ است و در ساخت بعضي از قبور فقط از سنگ استفاده شده و در بعضي ديگر از مخلوط سنگ و خاك استفاده شده است و گورهايي كه در ساخت آنها از سنگ و خاك استفاده شده، كوچكتر از گورهاي فوق و احتمالاً متعلق به اشكانيان است كه در اين منطقه بوده و داراي عقيده مهرپرستي بودهاند.
عشاير و مردم اين منطقه از اين گورها بهعنوان سنگر (با توجه بهشكل و نحوه قرار گرفتن آنها در روي كوه) و يا خرفخانه (كه بيشتر عشاير منطقه به آن عقيده دارند و معتقدند كه وقتي شخصي پير و ازكارافتاده ميشد، او را در اين سنگچينها قرار ميدادند و براي او آب و غذا ميگذاشتند و چند سكه و زيورآلات وي را در كنار او ميگذاشتند تا بهمرور زمان از گرسنگي و تشنگي بميرد) نام ميبرند.
ديويد استروناخ در كتاب پاسارگاد، از پيدا شدن يك قمقمه لعابدار و چند سكه در يكي از اين قبور مينويسد، ولي در اين بررسيها چند گور مورد پژوهش و بررسي قرار گرفت كه مقداري استخوان انساني و حيواني و قطعاتي از سفال نخودي ساده با شاموت كاه بسيار ريز و همچنين چند قطعه سفال جلينگي و قطعاتي از يك خمره با شاموت شن درشت يافته شد.
در ميان گورهاي سنگي سه گور متفاوت شناسايي شد كه ساختار كلي آن بهشكل سنگچين هرمي شكل است امّا شكل تدفين در آن متفاوت است. تدفين در اين گورها در سنگچينهاي دايرهاي شكل صورت گرفته است به اين صورت كه ابتدا سنگچين دايرهاي شكلي بهقطر نيم تا 20/1 متر و به ارتفاع يك تا 5/1 متر ساخته شده و بعد كه جسد را در آن قرار دادند (طبق اعتقادات مهر پرستي) روي آن را با تخته سنگ پوشانده و بعد از آن پيرامون گور را كه برروي سطح خاك قرار دارد آنقدر سنگ ميريختند تا بهشكل يك هرم يا منشور كوچكي درآيد و كف اين نوع قبور برروي خاكي قرار دارد كه قرمز رنگ است.
اين اثر در سال 1383 توسط باستانشناسان مورد بررسي قرار گرفت و نتيجه كار در گزارشي بهنام بررسي باستانشناسي مشهد مرغاب در آرشيو مركز مطالعات پاسارگاد موجود است.
اين اثر تاريخي بهشماره 23270 ثبت و بهفهرست آثار ملي ايران پيوسته است و هماكنون تحت حفاظت و صيانت اين سازمان ميراث فرهنگي است.
انتهاي پيام/11