الله كرم مشتاقي
از صحنه سینما تا میدان سیاست

27تير88

شاید قیاس یک کارگردان سینما با مردی در کسوت سیاست در بادی امر قیاسی مع الفارق به نظر آید،خصوصاً اگر آن دو ، هنر را برای هنر و سیاست را برای سیاست بخواهند ، اما با جستار در اندیشه های آن سینما گر و این سیاستمدار و اینکه « صحنه ی سینما » و« میدان سیاست » آنان را نه هدف بلکه وسیله ای برای بیان دردها ، اعتقادات ، ارزشها و به اجرا در آوردن « عدالت » و « ستیز با فساد » باشد. دیگر سخن از جدایی و بیان فصول عجیب به نظر می رسد.

مجله آمریکایی نیوزویک در بخشی مختصر از مقاله ای پیرامون اخراجی ها 2 و ده نمکی در بیان شباهت های بین احمدی نژاد و ده نمکی در جملاتی ژورنالیستی و تحلیلی بر خاسته از ذهنیت مادی انسان غربی به مؤلفه های ظاهری « زندگی در محله کارگر نشین نارمک » ، « حضور هر دو در جبهه در سنین جوانی » و گرایش این دو مرد به آنچه که این نشریه « تمایلات پوپولیستی » می نامد ، اشاره می کند.در این نوشتار بر آنم تا با نگاهی عمیقتر شباهات این دو مرد را در کردار و گفتار و حتی منتقدان آنان بیان دارم.
هنگامی که پور حسین ، مجری مناظره تلویزیونی احمدی نژاد و موسوی از میر حسین علت حضورش در انتخابات را پرسید ، مهندس 68 ساله به مسأله « احساس خطر » اشاره کرد ، خطر انحراف از خط امام ، خطر قانون گریزی ، خطر رواج دروغ و بی اخلاقی و ... .
احمدی نژاد اما اختیار از کف نداد و تنها چند « چیز » را به یاد « داماد لرستان » آورد ؛ تورم 49 درصدی ، تحریم آمریکا علیه جمهوری اسلامی ، کنفرانس برلین ، تحصن مجلس ششم ، فتنه 18 تیر، نشریات زنجیره ای و در نهایت مدرک مسأله دار خانمی که « در تمام سخنرانی ها همراه میر حسین بود و در مقابل مدرک دکترایش تنها چند جای خالی وجود دارد » ، از جمله مواردی بودند که رقیب احمدی نژاد از آنها احساس خطر نکرده بود اما امروز که جریان عدالت خواهی کمر همت به بسط عدالت و قبض رذالت بسته است « فرزند آذربایجان » احساس خطر کرده است .
حکایت ده نمکی و مدعیانش مسأله ای پر شباهت با داستان میر حسین و احمدی نژاد است . منتقدان ده نمکی به کرات عنوان کرده اندکه فیلم او « بی اخلاقی » ، « بی بند و باری » ، « لودگی » ، « عوام زدگی » را رواج می دهد ، فرهنگ جبهه را پایمال کرده است ، رزمندگان و آزادگان را هجو کرده است ، خطوط قرمز را در هم شکسته است و حتی برخی پا را فراتر نهاده و اخراجی های ده نمکی را « فیلمفارسی جنگی » نامیدند.
گویی این دسته از منتقدان اخراجی ها ، خیل عظیم فیلم های تولید شده در سینمای ایران از سال 73 و خصوصاً 76 به بعد را ندیده اند بی بند و باری اخلاقی ، عشق های خیابانی ، هرزگی ، سکس پنهان ، توهین بی پرده به مقدسات و رزمندگان ، زن بارگی و حتی استفاده از جذبه جنسی بازیگران برای جلب مخاطب ، عمده ی مفاهیم اکثر فیلم های آن دوران و حتی همین سال ها ـ البته با شدت کمتر ـ بوده است.
باید پرسید این آقایان چند بار علیه فیلم « شارلاتان » که شارلاتانیزم را به اوج رساند قلم زدند ، چند بار بی اخلاقی ها و لودگی های شگفت انگیز فیلم های آدم برفی٬کلاغ پر ، دختر شیرینی فروش ، آتش بس ، میهمان ، شام عروسی ، عروس فراری ، عروس فرنگی ، شاخه گلی برای عروس ، و هر « عروسک بازی » دیگری را مورد نکوهش قرار داده اند .
باید پرسید که آیا فیلم های « نان ، عشق ، موتور هزار » ، « تیک » ، « به نام پدر » ، « پیک نیک در میدان جنگ » ، « کما » ، « آواز قو » « پر پرواز » ، « دنیا » خطوط قرمز را شکستند یا اخراجی ها ؟ فیلم « نان ، عشق ، موتور هزار » که اتفاقاً سه تن از بازیگران مشهور اخراجی ها در آن بازی می کردند علناً ، حزب اللهی ها را به صورت افرادی کوته نظر ، کج اندیش و نادان به تصویر کشید.
باید پرسید که چند نفر از آقایانی که « واویلا لیلی » خواندن جواد رضویان را ابتذال قلمداد کرده اند ، علیه فیلم ـ کنسرت ها و مجالس رقص و ساز و آواز مختلط در فیلم های بی ارزش آن سال ها ـ که متأسفانه تا به امروز هم ادامه دارد ـ موضع گیری انتقادی کرده اند.
گویی همان گونه که میر حسین یک پنجم قرن را در سکوت به سر برده بود ، دل سوزان ارزش ها سینما نیز 15 سال ، دچار فراموشی شده بودند.

وجه دیگر شباهت « این دو مرد » درک و درد مشترک و مخاطب و مردم شناسی آنان است . در ماه های اولیه انتخاب احمدی نژاد یا ریاست جمهوری و قبل از ساخت اخراجی ها توسط ده نمکی ، او ( ده نمکی ) طی مصاحبه ای با کریستین امان پور به این خصلت احمدی نژاد اشاره کرد و ضمن در نظر داشتن عدالت و مبارزه با فساد به عنوان محرک خود در ساختن مستند « فقر و فحشا » احمدی نژاد را به دلیل دعوت مردم به سوی آرمان های انقلاب و صحبت از « عدالت و مبارزه با فساد » پیروز انتخابات دانست.
دشمنان احمدی نژاد او را به ارتجاع ، بی برنامه گی و پوپولیسم متهم می کنند ، همان گونه که مخالفان ، ده نمکی و اخراجی هایش را به لودگی ، بی اساسی ، بی محتوایی و پوپولیسم محکوم می نمایند.
مخالفان احمدی نژاد بدون آنکه به عمق دستاورد های سفر های استانی توجه کنند ، آنرا « وقت گیر و بی فایده » خواندند ، همان گونه که برخی مخالفان اخراجی ها ، شوخی های بایرام ، بزغاله و امیر دودو در مقابل حاجی گرینوف ( به عنوان نماد مسؤلین عافیت طلب ، ریاکار و ظاهر بین ) ، تیز زبانی های مجید سوزوکی ، بابا میرزا و داش مُصی ( با بازی اوسیوند ) در مقابل برخی از فرماند هان و سخنان عباس پسر میرزا و جواد رضویان را لودگی ، بی مفهوم و نا به جا می دانند .
بسیار کوشیدند برنامه های عدالت محورانه احمدی نژاد را تحت الشعاء مسایل حاشیه ای همچون « هاله نور ، عدم پاسخ گویی به نامه های وی ، اغتشاش در جلسه سخنرانی ایشان در نیویورک و ژنو و دانشگاه امیرکبیر ، بشقاب غذا و جای خالی برای امام زمان قرار می دهند ، همان گونه که بسیار سعی نمودند اخراجی ها را تحت الشعاء مسایلی همچون استفاده از رانت دولتی ، اعتراض ده نمکی در جشنواره فیلم فجر ، تعداد بازیگران مطرح در فیلم ، سابقه ی سیاسی ده نمکی و اخیراً نامه ی جعلی و توهین آمیز منتصب به او ، نمایند.
اما گویی وجدان آگاه مردم و سخنان صادقانه « این دو مرد » بر دل های حقیقت جوی مردم اثر کرده است.
گرچه اقدامات احمدی نژاد در عرصه عمل علیه « مافیای ثروت و قدرت » به مراتب سخت تر از هجمه ی ده نمکی به « ریاکاران ، تنگ نظران ، عافیت طلبان و منافقان » است اما یقیناً همان گونه که ده نمکی می گوید : « با دلی پر از خون هجوتان می کنم ... شما نباید چشم هایتان را بر حقیقت ببندید » ، احمدی نژاد نیز با دلی پر از خون به قطع دستِ دست اندازان بر بیت المال اقدام می کند. اگر احمدی نژاد از کسانی که خود را خط امامی می دانند اما چشم بر روی بی عدالتی ها می بندند شکوه سر می دهد ، ده نمکی نیز « از کسانی که مردم را به جبهه می فرستند و خودشان عافیت طلبی پیشه می کنند » فغان دارد .
اگر احمدی نژاد گوش مدیرانی که به کاخ نشینی و عدم درک شرایط محرومان عادت کرده اند را می پیچاند ، ده نمکی در فیلم خود همین کردار را از زبان « بایرام باقالی » به « حاجی گرینوف » در هنگام عبور از تونل وحشت عراقی ها می گوید که « حالا اگه قیمه پولو می دادن خودت اول می رفتی اما حالا که کتکه من باید اول برم .»
اگر احمدی نژاد به اتحاد با دشمنان آمریکا می پردازد و « حیاط خلوت » آمریکا را به « حیاط وحشت » آنان مبدل می کند ده نمکی نیز آرمان اتحاد همه ی مستضعفان ضد امپریالیسم را در سر می پروراند و آن را در قالب دیالوگی از اکبر عبدی پس از بازی فوتبال بیان می دارد که : « فوتبالتون قبول باشه ، ان شاء خدا قسمت کنه بریم جام جهانی با مارادونا یکی بشیم به آمریکا گل بزنیم . »
اگر احمدی نژاد در مناظره های تلویزیونی خود خطاب به یکی از مدعیان خط امام می گوید : « برگردید به مواضع امام ... برگردید به مواضع امام ... واقعاً من تعجب می کنم ... از شما بعیده آقای ...» ده نمکی نیز سعی می کند مخاطب خود را از رفتار « حاج صالح » به تعجب وادارد .
اگر احمدی نژاد در مقابل جهانیان با شجاعت اعلام می کند که « غرب هیچ کاری در مقابل ایران نمی تواند بکند » و « آنقدر قطع نامه صادر بکنید تا قطع نامه دانتان پاره شود . » ده نمکی نیز از زبان اسیر در بند عراقی ها ( حاج کریم ) در میان خبرنگاران با شجاعت می گوید « اگه یه دزد بیاد خونتون شما چه کار می کنید . ها ... ».
اگر طرفداران احمدی نژاد پس از مناظره تلویزیونی شعار « مناظره به پا شد ، مافیا بر ملا شد » سر می دهند ، در فیلم ده نمکی نیز اسرا به حمایت از اقدام « رسول » به سیلی زدن به « اسی پلنگ » ( جاسوس اردوگاه ) شعار « آدم فروش حیا کن ، اردوگاه رو رها کن » سر می دهند .
ودر آخر آنکه اگر برخی پیروزی احمدی نژاد را به تقلب در انتخابات و سرقت آرا متهم می کنند هم مسلکان همانان موفقیت اخراجی ها را نیز به « اجبار مدارس برای حضور دانش آموزان برای دیدن فیلم ده نمکی » و رانت دولتی و مسایلی از این قبیل نسبت می دهند .
گویی ده نمکی در سینما و احمدی نژاد در سیاست به منطقه ممنوعه پا نهاده اند . شما چه می گویید ، اشکال از ده نمکی و احمدی نژاد است که پا بر دم آنان می گذارند یا دم درازی مدعیان ؟

نظرات خوانندگان :

خدا همه را به راه راست هدایت کند. ان شاء ا...

ارسال نظر

نام:
ايميل:
* نظر: