|
جمعه 29 اردیبهشت 1391 -- Fri - May 18, 2012
|
سرويس اجتماعي - علي رضا فقير: پيغمبران آمده اند تا گردن كلفتهاي جامعه، مفت خورهاي جامعه ،زالوصفتان جامعه، استثمارگران جامعه، زراندوزان جامعه، بي دردان و بي غمان مرفه جامعه راسر جاي خود بنشانند و مستضعفان، محرومان و پابرهنگان را به حقوقشان برسانند.(1)
زمانيكه مردم به دور علي(ع) ريختند و به مثابه رمه گوسفندان اطراف وي جمع شدند(2) تا عزت بيعتش را براي خود تمثيل سازند و بر عدالتش گردن نهند، ايشان بخوبي مي دانست كه دير زماني نخواهد گذشت و كساني كه حكومت بر مردم را جزء آرزوهاي خويش قرار داده و از اين رو هر كدام رفيق خود را به حساب نمي آورد(3)، تاب عدالت را بي تاب كرده و عنان صبر ازكف برون داده و از تساوي حقوقشان با پابرهنگان و زاغه نشينان خشمگين گشته و بيعت خويش را فراموش خواهند نمود. به همين دليل مي فرمود:براي بيعت با من دستم راگشوديد ولي من آن را بستم و باز دستم را كشيديد ولي آن را بستم و نگاهش داشتم، آنگاه بر من هجوم آورديد و مثل شترهاي تشنه كه وقت آب خوردن به آبگيرهاي خود هجوم مي برند تا در اثر ازدحام بند كفش رها شد...و اشخاص ضعيف زير دست و پا رفتند.(4)
علي(ع) راست مي گفت، چرا که، تا شمشير عدالت علي(ع) بلند شد شکم هاي برآمده از حرام کنارهم جمع شدند و علي(ع) تنها ماند، بيعت کنندگان با دست علي(ع)، دست عدالت علي(ع) را بستند وعلي(ع) کشته عدالتش شد.
اقليت اشرافي ومرفهين بي درد در طول تاريخ عدالت را خانه نشين مي کنند_چنانچه علي(ع) را خانه نشين کردند_ و تيغ تيز عدالت را کُند، تا رانت هاي اقتصادي وسياسي خود را توجيه کنند. و گرنه عدالت علي با کاخ نشيني سرسازگاري ندارد.
به هرحال تا بوده عدالت زير تيغ اصحاب زَر زور و تزوير مظلومانه ذبح شده. روزي شيخ فضل الله را بالاي دار بردند سوت و کف زدند، روزي مدرس را سَم دادند، روزي ياران دورغين به حضرت روح االله جام زهر دادند. تا پيرجماراني پر کشيد و سيد خراساني پرچمدار عدالت شد و باز همان قصه ي تلخ مظلوميت علي(ع).
در سال 68 با علي زمان بيعت کردند، اما چه زود اهل کوفه شدند و علي را تنها گذاشتند. هنوز بوي جنگ و شهادت در کشور موج مي زد، هنوز فرياد جنگ فقر وغناي حضرت روح الله در گوش مردم مانده بود، مردم با قناعت، ساده زيستي و ايثار خو گرفته بودند که عده اي خسته و پشيمان از بيعت با عدالت، تکنوکرات شدند وشمشير اشرافيت را از رو بستند.
تا جاييکه در سال 69رييس جمهور وقت گفت: اظهارفقر وبيچارگي کافي است واين رفتارهاي درويش مسلکانه وجهه جمهوري اسلامي را نزد جهانيان تخريب کرده است، زمان آن رسيده است که مسئولين به مانور تجمل روي آورند.
از آن روز انقلابيون خسته و پشيمان استارت ستيز علني با عدالت را زدند، مانور تجمل کار خودش را کرد. ذائقه مردم کاملا دگرگون شد، ساده زيستي وقناعت به زهد فروشي وتظاهر به تقوا تعبير مي شد، امت با خانه هاي ساده جاي خود را به خان هاي مذهبي با ويلا هاي مجلل دادند، توسعه اقتصادي ليبرالي، عدالت اقتصادي علي را ذبح کرد. برج ها وآسمانخراش هاي چشم نواز قدبرافراشتند تا نگاه کسي به حلبي آباد ها وزاغه نشين ها نيفتد. کيش وقشم منطقه عميلاتي مانور تجمل شدند. فقرا و مستضعفين زير چرخه هاي قدرت وثروت اشرافيت له شدند. به راستي گچ هم گچ هاي قديم که روي سياهي با افتخار مي نوشت: انقلاب مال کوخ نشين هاست اما از وقتي خط فقر را با ماژيک وايت برد مي کشند با يک اشاره پاک مي شود.
در اين ميان تجديدنظر طلبان بيگانه با عدالت که راه را هموار ديدند، از پس آزادي، سرعدالت را بيخ تا بيخ بريدند تا کسي فرياد عدالتخواهي سرندهد و موجب سلب آرامش آقازاده ها در سواحل لندن نشود. عدالتخواهي را با برچسب تندروي محکوم کردند تا عزيزدلمان دنبال حاکميت دوگانه، مذاکره با آمريکا، هواپيماي شخصي، ويژه خواريوزمين خواري باشد.
شام است و تيغ خورشيد زنداني غلاف است شمشير ها بخوابيد دعوا سر لحاف است
آن سو يکي که با گرگ سرگرم گاو بندي ست اين سو يکي که با خود مشغول ائتلاف است
شعر سفر مخوانيد شاعر اسير زلف است از کربلا مگوييد حاجي در اعتکاف است
مردان هميشه مردند آماده نبردند آري ولي نه امشب امشب شب زفاف است
در همين دوران بود که علي زمان امام خامنه اي(مدظله العالي) همانند پدرانشان مظلومانه فرياد عدالت سر دادند تا خواب را براشرافيت فراري از عدالت آشفته کنند. امام خامنه اي حاکميت بدون عدالت را نامشروع خواندند و دربياني فرمودند: «مشروعيت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعيض و نيز عدالت خواهى است. اين پايه مشروعيت ماست.(5)
علمدار عدالت يک تنه در برابر اسلام اشرافيت ومرفهان بي درد ايستاد تا اينکه در سال80 در پيامي هشت ماده اي خطاب به روساي سه قوه صراحتا فرمودند: به مسئولان خيرخواه در قواى سه گانه بياموزيد که تسامح در مبارزه با فساد، به نوعى همدستى با فاسدان و مفسدان است